الشيخ عباس القمي
74
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )
از انس منقول است كه گفت : من نه سال « 1 » خدمت آن حضرت كردم يك بار به من نگفت كه : چرا چنين كردى ، و هرگز كارى را بر من عيب نكرد ، و هرگز بوى خوشى خوشتر از بوى آن حضرت نشنيدم ، و با كسى كه مىنشست زانويش بر زانوى او پيشى نمىگرفت . روزى اعرابى آمد و رداى مباركش را به عنف كشيد به حدّى كه در گردن مباركش جاى كنار ردا ماند ، پس گفت : از مال خدا به من بده ، پس آن حضرت از روى لطف به سوى او التفات فرمود و خنديد و فرمود كه : به او عطايى دادند ، « 2 » پس حقّ تعالى فرستاد كه : « إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ » . « 3 » و از ابن عباس منقول است كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرمود كه : من تأديب كردهء خدايم و على تأديب كردهء من است ، حقّ تعالى مرا امر فرمود به سخاوت و نيكى و نهى كرد مرا از بخل و جفا و هيچ صفت نزد حقّ تعالى بدتر از بخل و بدى خلق نيست . « 4 » و شجاعت آن حضرت به مرتبهاى بود كه حضرت اسد اللّه الغالب عليه السّلام مىگفت : كه هرگاه جنگ گرم مىشد ما پناه به آن حضرت مىبرديم و هيچ كس به دشمن نزديكتر از آن حضرت نبود . « 5 » و ابن عبّاس نقل كرده چون سؤالى از آن حضرت مىكردند ، مكرّر مىفرمود تا بر
--> ( 1 ) در بعضى منابع : عشر سنين ( 10 سال ) . ( 2 ) بحار الأنوار ، ج 16 ، ص 230 . ( 3 ) سوره قلم ، آيه 4 . ( 4 ) بحار الأنوار ، ج 16 ، ص 231 . ( 5 ) نهج البلاغه ، ترجمه فقيهى ، ص 711 ، ك 269 .